dark light(:

:)

مثل خودت

بچه که بودم وقتی با ماما نم دعوام میشد میگفت دوست داری مثل خودت باهات رفتار بشه منم گریه که نه مامان غلط کردم

ولی الان ارزومه بکی مثل خودم باهام رفتار کنه  اگه من در برخورد با داداشم مثل خودش باشم صد درصد دعوامون میشه

اگه با بابام مثل خودش رفتار کنم  شاید باهام قهر کنه

مامانم خوب مامانم اخلاقش خیلی خوبه وچون اختلاف سنیمون19 ساله خیلی باهم راحتیم ولی اگه با مامانمم مثل خودش باشم کتک رو خوردم:))))  مامان یه اخلاق داره که میگه من منم توحق نداری این کارو کنی

نمی دونم چرا اینقدر حواس پرت شدم

همین الان بابام بهم گفت "سوپر خنگ"   خوب از خاله سوسکه به دکتر از دکتر به پرفسور از پرفسور به سوپر خنگ   واقعا پیشرفت چشم گیری داشتم


گریم میاد

از بی معرفتب ادما   گریم میاد

از سردی ادماییی که خیلی باهاشون گرمی   گریم میار

از تعصب بیجای ادما   گریم میاد

از خوب بودن زیادی عزیزانم وقتی طرف قدر نمیدونه    گریم میاد

از این دنیا بدم میاد

خدایا این دنیات خیلی کثیفه حالم داره بد میشه حالا بازم  گریم میاد

sina shabankhni



دریافت

قوز بالاقوز

چشمتون روز بد نبینه دیشب30 تا مهمون داشتیم  اینقدر من دیشب کار کردمو خسته شدم موقع خواب مثل جنازه ها پس افتادم 

صبح از خواب پاشدم داشتم برنامه ریزی میگردم که :(تا ساعت 2 کا می کنیم  بعد ناهار میخوریم بعد جارویرقیو طی میکشیم بعد میریم تندیس مانتو می خریم بعد میری خونه عموعلی شب)

از صبح تا ساعت 12 داشتیم کار میکردی من اویwcبودم دیدم یهو بابام دوید سمت ویوز برق دراور یهو فکر کردم ماشین ظرفشویی سوخت دوییدیم سمت اشپز خونه  وااای وااای سینک ظرفشویی کنده شده بو هرچی اب توش بود ریخت روفرش اشپز خونه   گند زد کم کتر بود اینم روش که باید فرش بشوریم حالا کجا خونه ها مثل خونه های قدیم نیست بری تو حیاط بشوری

منو داداشم با هزار بدبختی رفتیم پایین تو پارکنگ2 بعد شروع کردیم به فرش شستن

کمرمون شیکست


پ.ن: مهمون از شهرستان داشتیم

پ.ن2: به سوای خستگی کلی اب بازی کردیم

دیمن استفن منکه مردم :*


Macan Band




کارخونه

امروز قرارا بود زنون بریم کارخونه به مردا سر بزنیم منو زنمو محبوبه بازنمو فاطمه بازهرا

صبح ساعت 9 عمو احمد اومد دنبالم رفتیم بسوی کارخونه باسمد کارخونه لعنتی چقدر این بده میخوام از اپشنای سمند بگم کولرش میدی باا یخ میکنه صورتت میدی پایینپاهات 

صدای ظبط وایییی کل باند عقب بود کرررررررررررررررر شدم لعنت به سمند توی راه کلی خندیدم البته هرجا عمومهدی( عموکوچیکم) قطعا از خنده میمیری

رسیدی کارخونه خانم نظری (منشیکارخونه) چنان سفره صبحونه ای انداخته بود که من در عمرم نخورده بودم صبحانرو خوردیم جاتون خالی چسبید 

زنمو محبوبه رفت کارخونه باباش ماهم نشستیم فیلم دیوو دلبرو دیدیم البته بابام داشت چرت میزد 

نمیدونید چقدر گرمه وقتی میرم کارخونه قدر میدونم کهبابام چقدر زحمت میکشه

فیلم تموم شدرفتیم یه فروشگاه مبل  1 دست مبل برا ویلا باباحاجی گرفتیم البته بهنظرم خیلی زشت بود

وقتی برگشتیم رفتیم کارخونه بابای زنمو مجبوبه خیلی باباش مهربونه هی گفت ناهار بمونید عمومهدی گفت نه خانم نظری غذا درست کرده چشمک غذایی در کار نبود حاج اقا زنگ زد خانم نظری  از اونجایی که خانم نظری خیلی باهوشه فهمید گاو بندیه گفت حاج اقا من تدارکات دیدم ناراحت میشم غذا بخورن

شماهم بیاید تعارف :)))))

برگتیم اقا داشتیم از گشنگی میمردیم زنگ زدن غذا اورد غذارئ که خوردیم رفتیم تو سالن داشتم کرر مشدم سر صدا دووود خیلی بد بود

شمش داشت از سیسیام میومد بیرون زنمو فاطمه دست عمو علی روگرفته بیا عکس بندازیم(شت) عمو میگه همه باگل و بوته عکس میندازن ما با شمس قرمز تا زه داغ داغ

وقتی داشتیم برمیگشتیم از خستگی تو ماشی غش کردم


مست



معنیش عالییییییییییییییه

مشکی

لباس مشکی شلوار مشکی موهم مشکی چشام مشکی لاک مشکی چچه تیپ خوبی برای مهمونی امشب مناسبه

قبلنا از مشکی بدم میومد 4 سال پیش سرویس خوابمو سفید با تک گل صورتی گرفتم فوقالعاده لووس

الان حالم ازش بهم میخوره 2 سال پیش گوشیمو سفید گلد گرفتم

انقدر ازش متنفر شده بودم دادم بابام برام بجاش یه لب تاپ مشکی گرفت گوشیم مشکی فقط

افسرده نیستم ولی از رنگا دلسرد شدم

مشکی ادمو دلسرد نمیکنه میکنه؟


به نظرتون قالب وبلاگمومشکی کنم؟





احساسمیکنم از دنیا ذلسردم وقتی به ته دنیا فکر میکنم جز پوچی هیچی نمیبینم پس این همه دروغ دقل برا چیه؟ برا دنیایی که تهش پوچه :/

لطفا اگه فکر میکنید این دنیا پوچ نیست منو قانع کنید چون بشدت دلسردم

فامیلام

چرا فامیلای من فکر میکنن باکلاسا 

بابا به پیر به پیغمبر این باکلاسی نیست که از همه چی ایراد گرفت

بابا جان مردم نا احت میشت

شما بگید دلشکوندن باکلاسیه

اگه اینجوریه...... از همه باکلاس تره 

نزارید منم با کلاس شم 

فرزاد فرزین



خیلی قشنگه


# قضاوت ممنوع لودفا
--------------------------------
نجوای درونم خبر از بی ثباتی میدهد .
بی ثباتی ذهنی شلوغ که دختری دراین شلوغی گم شده
گم شدم در شلوغی ذهنی که حتی گاهی یادش میرود منی هم در این دنیا هست منی که از هر تویی مهم تر است .
سلام خوش اومدید:)
در اینجا تمام نوشته های خودم و ذهنم و انهایی که دوست دارم را میذارم و مینویسم:)
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan