dark light(:

:)

ماکان بند




اتاق

هیجامثل خونه ادمِ نمیشه این جمله رو مطمِنن زیاد شنیدید

قبلنا من از خونه فراری بودم خونه هرکی مهمونی میرفتیم شبش گریههههه که من میخوام ینجا بمونم

ولی الان کاملا برعکسه هرجا برم شب باید تو خونه توی اتاق خودم روی تخت خودم باشم

منو اتاقم خیلی باهم رفیقیم وقتی من بیحوصله ام اتاقمم تغغیر حالت میده میشه شبیه جنگل ولی وقتی خوشحالم میشه اتاق

به نظرم هرکیو میخوای بشناسی بروو اتاقشو ببین

خدایا شکرت

سلام سلام به همه دوستان

ازمونو که یادتونه گفتم برام دعا کنید

قبووووووول شدم

هوووووراااااا

مرسی دعام کردید:)))))))

hiss




مثل خودت

بچه که بودم وقتی با ماما نم دعوام میشد میگفت دوست داری مثل خودت باهات رفتار بشه منم گریه که نه مامان غلط کردم

ولی الان ارزومه بکی مثل خودم باهام رفتار کنه  اگه من در برخورد با داداشم مثل خودش باشم صد درصد دعوامون میشه

اگه با بابام مثل خودش رفتار کنم  شاید باهام قهر کنه

مامانم خوب مامانم اخلاقش خیلی خوبه وچون اختلاف سنیمون19 ساله خیلی باهم راحتیم ولی اگه با مامانمم مثل خودش باشم کتک رو خوردم:))))  مامان یه اخلاق داره که میگه من منم توحق نداری این کارو کنی

نمی دونم چرا اینقدر حواس پرت شدم

همین الان بابام بهم گفت "سوپر خنگ"   خوب از خاله سوسکه به دکتر از دکتر به پرفسور از پرفسور به سوپر خنگ   واقعا پیشرفت چشم گیری داشتم


گریم میاد

از بی معرفتب ادما   گریم میاد

از سردی ادماییی که خیلی باهاشون گرمی   گریم میار

از تعصب بیجای ادما   گریم میاد

از خوب بودن زیادی عزیزانم وقتی طرف قدر نمیدونه    گریم میاد

از این دنیا بدم میاد

خدایا این دنیات خیلی کثیفه حالم داره بد میشه حالا بازم  گریم میاد

sina shabankhni



دریافت

قوز بالاقوز

چشمتون روز بد نبینه دیشب30 تا مهمون داشتیم  اینقدر من دیشب کار کردمو خسته شدم موقع خواب مثل جنازه ها پس افتادم 

صبح از خواب پاشدم داشتم برنامه ریزی میگردم که :(تا ساعت 2 کا می کنیم  بعد ناهار میخوریم بعد جارویرقیو طی میکشیم بعد میریم تندیس مانتو می خریم بعد میری خونه عموعلی شب)

از صبح تا ساعت 12 داشتیم کار میکردی من اویwcبودم دیدم یهو بابام دوید سمت ویوز برق دراور یهو فکر کردم ماشین ظرفشویی سوخت دوییدیم سمت اشپز خونه  وااای وااای سینک ظرفشویی کنده شده بو هرچی اب توش بود ریخت روفرش اشپز خونه   گند زد کم کتر بود اینم روش که باید فرش بشوریم حالا کجا خونه ها مثل خونه های قدیم نیست بری تو حیاط بشوری

منو داداشم با هزار بدبختی رفتیم پایین تو پارکنگ2 بعد شروع کردیم به فرش شستن

کمرمون شیکست


پ.ن: مهمون از شهرستان داشتیم

پ.ن2: به سوای خستگی کلی اب بازی کردیم

دیمن استفن منکه مردم :*


Macan Band




کارخونه

امروز قرارا بود زنون بریم کارخونه به مردا سر بزنیم منو زنمو محبوبه بازنمو فاطمه بازهرا

صبح ساعت 9 عمو احمد اومد دنبالم رفتیم بسوی کارخونه باسمد کارخونه لعنتی چقدر این بده میخوام از اپشنای سمند بگم کولرش میدی باا یخ میکنه صورتت میدی پایینپاهات 

صدای ظبط وایییی کل باند عقب بود کرررررررررررررررر شدم لعنت به سمند توی راه کلی خندیدم البته هرجا عمومهدی( عموکوچیکم) قطعا از خنده میمیری

رسیدی کارخونه خانم نظری (منشیکارخونه) چنان سفره صبحونه ای انداخته بود که من در عمرم نخورده بودم صبحانرو خوردیم جاتون خالی چسبید 

زنمو محبوبه رفت کارخونه باباش ماهم نشستیم فیلم دیوو دلبرو دیدیم البته بابام داشت چرت میزد 

نمیدونید چقدر گرمه وقتی میرم کارخونه قدر میدونم کهبابام چقدر زحمت میکشه

فیلم تموم شدرفتیم یه فروشگاه مبل  1 دست مبل برا ویلا باباحاجی گرفتیم البته بهنظرم خیلی زشت بود

وقتی برگشتیم رفتیم کارخونه بابای زنمو مجبوبه خیلی باباش مهربونه هی گفت ناهار بمونید عمومهدی گفت نه خانم نظری غذا درست کرده چشمک غذایی در کار نبود حاج اقا زنگ زد خانم نظری  از اونجایی که خانم نظری خیلی باهوشه فهمید گاو بندیه گفت حاج اقا من تدارکات دیدم ناراحت میشم غذا بخورن

شماهم بیاید تعارف :)))))

برگتیم اقا داشتیم از گشنگی میمردیم زنگ زدن غذا اورد غذارئ که خوردیم رفتیم تو سالن داشتم کرر مشدم سر صدا دووود خیلی بد بود

شمش داشت از سیسیام میومد بیرون زنمو فاطمه دست عمو علی روگرفته بیا عکس بندازیم(شت) عمو میگه همه باگل و بوته عکس میندازن ما با شمس قرمز تا زه داغ داغ

وقتی داشتیم برمیگشتیم از خستگی تو ماشی غش کردم


# قضاوت ممنوع لودفا
--------------------------------
نجوای درونم خبر از بی ثباتی میدهد .
بی ثباتی ذهنی شلوغ که دختری دراین شلوغی گم شده
گم شدم در شلوغی ذهنی که حتی گاهی یادش میرود منی هم در این دنیا هست منی که از هر تویی مهم تر است .
سلام خوش اومدید:)
در اینجا تمام نوشته های خودم و ذهنم و انهایی که دوست دارم را میذارم و مینویسم:)
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan