dark light(:

:)

جام جهانی چشمات

صبرم تمام شده بود، در برابر هر چه تاب میاوردم توانایی مقابله با چشم هایش را نداشتم، سخت بود !

وقتی به چشمانم نگاه میکرد ناخوداگاه چشمانم مثل پاهای مسی میشد تا عشق را مستقیم در دروازه نگاهش شوت کنم. گاهی که دلخور میشدم و برای عذر خواهی میگفت:

-به من نگاه کن!

قلبم مانند توپی بالا و پایین میپرید و من تسلیم میشدم و باخت را قبول میکردم و پیروز مندانه لبخند میزد، حتی گاهی تا دقیقه های اخر، مثل بازی ایران و ارژانتین صبر کردم ، ولی بی انصافانه دقیقه های پایانی تیزی نگاهش مرا از هوش برد و گل باخت را خوردم.

شیرینی نگاهش از جام قهرمانی هم شیرین تر و لذت بخش تر بود:)

دعوت میکنم از اساره عزیز

 

 

شروع چالش :) - شرکت کنندگان:7نفر:)

خوب سلام چالش ما شروع میشه عکس ها رو میذارم لطفا شرکت کنید و جایزه ببرید:))

اصلا هم نگید که اخه سفره افطار ما خیلی سادس و از این حرفا هدف همینه ساده زیستی:))

#چالش

سلام  یه فکر خوب به ذهنم رسید لطفا از سفره افطاریتون  عکس بگیرید و برای من بفرستید لازم نیست خیلی تجملاتی باشه همون سفره های افطاری ساده خودمون بعد هم رای گیری میکنیم ببینیم کدوم سفره بیشتر رای میاره به نفرات اول و دوم جایزه میدم:)

 تا۲۷ خرداد وقت دارید که بفرستید 

اسمتون رو تا ۷ خرداد به من بگید:))

# قضاوت ممنوع لودفا
--------------------------------
نجوای درونم خبر از بی ثباتی میدهد .
بی ثباتی ذهنی شلوغ که دختری دراین شلوغی گم شده
گم شدم در شلوغی ذهنی که حتی گاهی یادش میرود منی هم در این دنیا هست منی که از هر تویی مهم تر است .
سلام خوش اومدید:)
در اینجا تمام نوشته های خودم و ذهنم و انهایی که دوست دارم را میذارم و مینویسم:)
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan