dark light(:

:)

مشکی

لباس مشکی شلوار مشکی موهم مشکی چشام مشکی لاک مشکی چچه تیپ خوبی برای مهمونی امشب مناسبه

قبلنا از مشکی بدم میومد 4 سال پیش سرویس خوابمو سفید با تک گل صورتی گرفتم فوقالعاده لووس

الان حالم ازش بهم میخوره 2 سال پیش گوشیمو سفید گلد گرفتم

انقدر ازش متنفر شده بودم دادم بابام برام بجاش یه لب تاپ مشکی گرفت گوشیم مشکی فقط

افسرده نیستم ولی از رنگا دلسرد شدم

مشکی ادمو دلسرد نمیکنه میکنه؟


به نظرتون قالب وبلاگمومشکی کنم؟





احساسمیکنم از دنیا ذلسردم وقتی به ته دنیا فکر میکنم جز پوچی هیچی نمیبینم پس این همه دروغ دقل برا چیه؟ برا دنیایی که تهش پوچه :/

لطفا اگه فکر میکنید این دنیا پوچ نیست منو قانع کنید چون بشدت دلسردم

فامیلام

چرا فامیلای من فکر میکنن باکلاسا 

بابا به پیر به پیغمبر این باکلاسی نیست که از همه چی ایراد گرفت

بابا جان مردم نا احت میشت

شما بگید دلشکوندن باکلاسیه

اگه اینجوریه...... از همه باکلاس تره 

نزارید منم با کلاس شم 

فرزاد فرزین



خیلی قشنگه

خاطرات خوناشام

راستش خیلی کتاب قشنگیه تاحالا همچین کتابی رو نخونده بودم

پیشنهاد میکنم البته بکسایی که وقتشو داشته باشن

تنهایی

بچه که بودم از تنهایی می ترسیدم وقتی مامانم منو تو خونه می ذاشت فقط یه گوشه میشتمو گریه می کردم

الان محتاج تنهایی ام الان محتاج اینم تنها باشمو بشینم گریه کنم دیگه نمی ترسم به ترسم نیاز دارم

چون این روزا نمیشه تو اغوش کسی گریه کرد باید تنها گریه کرد و چه بد است چون تنهایی از من دوور است بسیار دوور

تنهایی برایم شده ارزو

در جمع که میخندم می گویند سارا از همه شاد و شنگول تر است اما نمی دانند که درون سارا چه میگذرد که شب ها تا صبح می گرید بخاطر همین است که همش در روز کسلم مادر می گوید تنبل شدی ولی خود می دانم که دلیل کسلی روز گریه های شب هنگام است نه تنبلی:(

افسوس افسوس که ..........

فرهنگ بر چگونگی فریب دادن تاثیر می گذارد

بیگ بنگ: روانشناسان کشف کردند که زبان افراد بر اساس سابقه ی فرهنگی، در حین دروغگویی تغییر پیدا می کند. پروفسور پائول تیلور از دانشگاه لنکستر انگلیس گفت: «علم برای مدت ها کشف کرده که انسان ها در زمان دروغگویی زبانشان را تغییر می دهند. تحقیق ما نشان می دهد که باورهای رایج درباره ی این تغییرات برای تمام فرهنگ ها صحت ندارد.»

به گزارش بیگ بنگ، محققان از شرکت کنندگانِ آفریقایی سیاه پوست، آسیای جنوبی، اروپایی سفید پوست و بریتانیایی سفید پوست خواستند تا تکلیفِ «دروغگو را بگیر» را تکمیل کنند؛ آنها در این تکلیف جملات درست و غلطی را ارائه دادند. محققان دریافتند که دروغگویان غربی نسبت به راستگویان کمتر از ضمایر اول فرد مفرد «من» استفاده کردند. این یافته رایج است و علت این است که دروغگو سعی می کند از دروغ فاصله بگیرد.

هرچند، آنها در حین بررسی دروغ های آفریقایی های سیاه پوست و آسیای جنوبی ها این اختلاف را پیدا نکردند. در عوض، این شرکت کنندگان بیشتر از ضمیر اول فرد مفرد و کمتر از ضمایر سوم شخص «او» استفاده می کردند – آنها سعی داشند گروه اجتماعی شان از دروغ فاصله بگیرد نه خودشان. همچنین اختلافاتی در انواع جزئیات محیطی گزارش شد. اروپایی های سفیدپوست و بریتانیایی های سفیدپوست اطلاعات مفهومی را کمتر در دروغشان ارائه دادند. در مقابل، آفریقایی های سیاه پوست و آسیای جنوبی ها بیشتر از اطلاعات مفهومی در دروغشان استفاده کردند تا جزئیاتِ اجتماعی کم را جبران کنند.

«نتایج ثابت می کند که نشانه های زبانشناختی برای فریب دیگران در فرهنگ های مختلف تفاوت دارد. این اختلافات با اختلافات فرهنگیِ شناخته شده در شناخت و هنجارهای اجتماعی دیکته می شوند.» این امر بر همه چیز دلالت دارد، از سنجش های خطرِ پزشکی قانونی و روندهای تبعیض گرفته تا ارزیابی پناهجویان. «در غیاب آموزش مختص فرهنگ، قضاوت های فردی درباره ی صداقت غالبأ بر اساس تجربه یا شواهدِ مبتنی بر مطالعات دروغگویان غربی صورت می گیرد. در این سناریوها، قضاوت های اشتباه درباره ی صداقت بر عدالت تأثیر می گذارند.»

در دنیای امروز که همه به دنبال اجرای قانون و عدالت هستند تا به تنوع فرهنگی بزرگترِ مضنون واکنش نشان دهند، بهتر است از یافته هایی مثل یافته های ارائه شده در این مقاله استفاده کنیم تا شیوه های فعلی را با سیاست ها انطباق دهیم و در نتیجه تمام جوامع در جمعیت تحت پوشش عدالت قرار گیرند.» جزئیات بیشتر این مقاله در نشریۀ Royal Society Open Science منتشر شده است.


ماجرای تابستون پارسال

تابستون پارسال بابام خونمونو فروخت پولشو یه جا سر مایه گذاری کرد کل خونواده بابا م یه جورایی مارو طرد کردندو از این حرفا که بابای من عقلشو از دست داده دیوونه سده بابای منم به غرورش بر خوردو ۱ماه قهر بود  ناهم همش خونه مامانی بابایی بودیم دلمون نمیومد بریم خونه خودمون  چون اگه میرفتیم همسایه هامون گریه زاری میکردن

خلاصه ما از اون سرمایه گذاری کلی سود کردیم  و الان می خوایم یه خونه بزرگ بخریم ولی بابام گفته هنوز زوده برا خونه خریدن 


خلاصه ترو خدا دعا کنید هرچی خیره بشه👐

اتفاق خوب

سلام

خیلی خوشحالم داره یه اتفاق خوب میافته وقت ندارم بیشتر بنویسم دارم میرم باغ شب که بیام تعریف میکنم

ترو خدا دعاکنید همه چی درست پیش بره

خدایا تروخدا یه کاریکن درست شه^_^

ترس


من بیدارم بیدارم خدایا شکرت شکرت چقدر بدعه خوا ب بد چقدر بده در خواب عزیزی رو از ذست بدی


جدیدا اینقدر خوابام واقعی شده که وقتی از خواب بیدار میشم مرز بین واقعیت و خوابو نمی فهمم


چقدر دلم برایش تنگ است از مسافرت برگشتیم کل مسافرت تو فکرش بودم دو سه بارم گریه کردم


الان دماونده دلم می خواد اونجا باشم


شاید فکر میکنید عاشق شدم


.


.


. اره عاشق شدم ولی نه عشق معمولی


من از ته قلبم باباییمو میخواد


من عاشق بابابزرگمم


و ترس از دست دادانش داره منو میکشه


 


 


لطفا براش دعا کنیید


تو ئیت مردم


توئیت_مردم


احترام به دختری که تا حالا سیمکارتشو عوض نکرده بی شک واجبه



سادگی یجوریه که همیشه واسه خودت ضرره واسه بقیه منفعت ):



‏شاید حجم مشکلات به مرور زمان کم بشه، ولی چگالی مشکلات رو به افزایشه.



بچم که بیاد ب دنیا به جا اذان تو گوشش قانون اول این دنیا رو میگم : تو این دنیا خودتی و خودت ؛ تنهای تنها ! رو کمک هیشکی حساب نکن ...



یه جایی میرسه که میگی این آدما چقد عوضین! 

اما طولی نمیکشه که بهت ثابت میکنن ازون چیزی که فکر میکردی هم عوضی ترن!!



مدرکی تحصیلی بی پارتیِ خوب مثل ماشین بی بنزینه. قشنگ و مهمه اما حرکت نمی‌کنه.



‏قراره کتاب زندگیم رو با عنوان: زندگی از دیدگاه یک ناموفق به چاپ برسونم



‏پسرم داری تا شمال میری بیا این اشغالا رم ببر بریز وسط خیابون و جنگل و ساحلشون



دفعه سومی که کنکور دادم سازمان سنجش نامه داد گفت این مملکت حمال هم نیاز داره



به نظرم مهندس کامپیوتر اونیه که

فلش رو بدون این ور اونور کردن ، همون دفعه اول بزنه تو پورتش ://



دیدین بعضی چیزا فقط از دور خوشگلن

تابستونم همونه

 از نزدیک فقط گرماعه



کوفتم شد

سلام

دیروز  ننیدونم چرا اینقدر حالم بد بووود صبح که از خواب زوری بیدار شدم و یه ذره صبحونه خوردم بعد رفتیم ابشار گرگر تو دامنه سبلان ناهار خوردیم همه داشتن والیبال بازی می کردن ولی من عین افسرده ها یه جانشته بودم نگاشون می کردم .:(

بعدظهر که شد رفتیم روستای دوستامون (اسمشو یادم نمیاد) تو ماشین روشونه ی زینب خواب بودم از خواب که بیدار شدم  حالت تهوع گرفتم  چشمتون روز بد نبینه همش توی دستشویی بودن😥😓😖😷🤒🤕🤧

هی عمو علی میگفت سارا اینو نخوری از دستت رفته منم می خوردمو........

امروز صبح ساعت۳ از خواب ببدار شدن انقدر اه و ناله کردم همه از خواب بیدار شدن بعد با بابام رفتم بیمارستان سرم زدم😷

اومدم خونه خوابیدم از خواب پاشدم رفتم حموم تمام استخونای بدنم درد میکنه نکنه روماتیسم گرفتم😣😖

# قضاوت ممنوع لودفا
--------------------------------
نجوای درونم خبر از بی ثباتی میدهد .
بی ثباتی ذهنی شلوغ که دختری دراین شلوغی گم شده
گم شدم در شلوغی ذهنی که حتی گاهی یادش میرود منی هم در این دنیا هست منی که از هر تویی مهم تر است .
سلام خوش اومدید:)
در اینجا تمام نوشته های خودم و ذهنم و انهایی که دوست دارم را میذارم و مینویسم:)
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan