dark light(:

:)

کنسرت ماکان بند هووووووو هوووووو



خداوند جبار است نظر بل(با تحقیق)

ببینید من درسته خیلی تحقیق کردم ولی بازم شاید اشتباه باشه 

پس بازم شما تحقیق کنید:)

خداوند جبار است یعنی جبران کننده است

 ما میتونیم عدالت خداوند رو در این دنیا و اخرت از  این صفت مطلع بشیم

مثلا توی این دنیا یه نفر پورشه داره یه نفر پراید خوب اونی که پراید داره خیلی دوست داره الان جای اون طرف پورش سوار باشه 

پس خداوند یا دراین دنیا  یا در اخرت برای ما جبران میکنه یا یه چیزی به مامیده که جای اون پورش رو پر کنه(مثاله ها)

پس خداوند جبران میکنه اگه این صفت خداوند نبود عدالت خدا کجا بود یه نفر در قهطی و سرما زلزله

یه نفر در ارامش و پول و ثروت

پس این صفت به معنای جبران کننده بودن خداست

ولی من امروز به معلممون گفتم گفتش که این یکی از صفات غضبی خداوند است یه ذره دو به شک شدم ولی 

خوب من نظرمو گفتم اگر تحقیق کردید و به دلیل قانع کننده ای رسیدید به منم بگید:)


خداوند جبار هست !چیست؟

میدونید صفت جبار برای خدا ینی چی؟

اول نظراتتون رو بدید بعد من بهتون میگم: دی

تحقیق کردماا:)))))

معرفی کتاب جدید(من پرواز میکنم)

من پرواز میکنم

لطفا به کتاب خونه من سر بزنید

چرا اینجوری شد چرا همه بد شدن چراااااااااااااااااااااا!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

حالم خیلی گرفته شد چرا اینجوری شد قرار این نبود چرا همه بد قول شدن

خدایا..................

هی به خودم میگم هدف افرینش تقرب الهی هه

اره مشکلاتم در برار یه دختر یا پسر سرطانی یا زلزله زده هیچه ولی نامردیه خانوادم دارن تظاهر به شاد بودن میکنن ولی این  نیستن من میدونم

چرا بعضیا نمک رو زخممون می پاشن چراااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!

چرا اذیتمون میکنید ؟

خیلی وقته گریه نکردم :( بغض تو گلوم ازارم میده)

م.ت کجایی ؟؟؟

سارا دلش بی قراره توهه  ال.اس میگه میخواد سال دیگه بیاد مدرسه تو!

پیش تو اگه قبول بشه بهش حسودی میکنم من حسودی میکنم(باورت بشه)

به خدا متوصل میشم فقط خودش


دخترکم خوب بخواب که همه چیز تمام شد


─═ऌई╬️❦ℳสℜ¥สℳ❦ ╬ईऌ═─:

🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤

سلام زلزله

دیشب که آمدی

من ولیلا و حمید را در خواب بردی

نمی دانم دفتر مشقم را از زیر آورا پیدا می کنند یا نه 

تو به خانم معلم بگو که تکلیفم را نوشته بودم 

راستی بقیه آدم ها هم ، تکلیف شان را انجام داده اند ؟


دیشب حمید هم که قول داده بود کمتر شلوغی کند دیگر ساکت شد

ساکتِ ساکت ، برای همیشه 

همه سنگ ها و کلوخ هایی که پدر بنام سقف بر سرمان انباشته بود ، 

پیکرهای کوچک مان را در هم کوبید و ...

حمید نگران ترس لیلا از تاریکی بود و می گفت نترس آبجی من هستم 

ولی بعد از مدتی ، دیگر نه حمید بود و نه لیلا و نه من 

می دانی زلزله ، ما که رفتیم 

ولی روح کوچکمان دید که خیلی ها آمدند

هم آنهایی که هیچ گاه در روستایمان ندیده بودیم شان

لودر هم آورند ، با کلی کمپوت شیرین و بسته های غذا

ولی ما دیگه نبودیم ، 

اگر هم بودیم که با دهان پر از خاک ... بگذریم 

لودر که می دانی چیست

همان ماشینی که در شهر ها برای ساخت خانه

از آن استفاده می کنند

ودر روستا ها ، برای برداشتن آوار از سر مردم 

مصاحبه هم کردند که قرار است وام بدهند

و دستور داده اند خیلی خیلی خیلی سریع باشد

همان وامی که به دلیل نبودن ضامن برای پدر

برای دادن نصف آن نیز ، هرگز موافقت نکردند 

کاش قبل از آمدن تو ، وام را داده بودند

تا پدر خانه بهتری برایمان بسازد

تا پدر مجبور نباشد هی با گل و سنگ سقف را بپوشاند


وای پدر ، چقدر سنگین کرده بودی ، این آوار را


نمی دانم زلزله

شاید برای دادن وام پدر ، به پادرمیانی تو احتیاج داشتند


می دانی زلزله

با آمدن تو ، روستای ما را شناختند

می گویند کمک به زلزله زدگان ثواب دارد ، درست

ولی مگر کمک به روستاییان برای زندگی بهتر ، ثواب ندارد؟

راستی چرا برخی آدم ها برای بیدار شدن و لرزیدن قلب شان به ۷/۳  ریشتر لرزه احتیاج دارند ؟


می دانی زلزله به چه فکر می کنم

به روستای بعدی ، ثواب بعدی ، درمانگاه بعدی و دستورات بعدی

و به زنده های لودر و همدلی  ندیده

به پدرهای روستاهای دیگر که با تنگدستی ،

 آوارهای بعدی را تکه ، تکه ، تکه بر سقف خراب خود می چینند

تا روزی مریم و لیلا و حمیدشان را از زیر آن بردارند


دلم برای لیلا و حمید و مریم های روستاهای بعدی می سوزد


می دانی زلزله

ما که رفتیم

ولی خدا کند روزی بنویسند :

" ز" مثل " زندگی"


🌑🌑🌑🌑🌑🌑🌑🌑🌑🌑🌑🌑

ناداری/ کرمانشاه:(


دهانم بسته می ماند


اگر تهی باشد 


امان از دست ناداری


نه دلی تاب دلی دارد


نه عقلم حس هوشیاری


نه پایم نای رفتن


نه ذوقم شوق هوشیاری


جیبم شرم میریزد


از این دنیای بی چیزی


چه شب هنگام خوابیدن 


چه صبح وقت سحر خیزی


علیرضا مشایخی


**********************************


اولش که به زلزله کرمانشاه فکر کردم  گفتم خوب یه اتفاق طبیعیه(زلزله)


ولی بعد فکر کردم من و بابا و مامان و امیر نشستیم شام میخوریم و بعد که نشستیم به تماشای 

تلویزیون تا جومونگ ببینیم یهو زلزله میاد و هممون میمیریم یا زیر اوار میمونیم

خدا به به همه افرادی که موندن صبر از دست دادن عزیزانشون رو بده

غیر قابل درکه

اگر میتونید به اونایی که مورد اعتماد هستن و دارن برای کمک ،پول و مواد اولیه جمع میکنن شما ها هم کمک کنید.:)


کاش گروه خونیم o- بود


 


خواب عجیب

خواب عجیبی دیدم:

مامانم و زنعمو هام حامله ان بابام و عمو هام اینقدر خوشحالن که نگوو !!

-----

صبح ازخواب پاشدم فکر کردم خواب خوبیه

ولی تا خوابمو برا مامانم تعریف کردم رنگ مامانم پرید گفت :خواب بدیه زن حامله نشونه غمه:(

وخنده در خواب نشونه گریه در روزه

------

برا پدر بزرگم دعا کنید

دلم

دلم یه چیزی می خواد که خودش هم نمی دونه چیه:|

مخم خالی از سکنه است

ذهنم خالیه خالیه دوراز سکنه ! 

چی بنویسم؟

چی بکشم؟

اصلا بیخیال بذار از ذهن پوچ خودم و پسر خاله ی کنکوریم تعریف کنم :

مثل دوتا اسکل با دقت از پنجره به خونه مردم زل یا ذل زده بودیم (به ماچه میخواستم پردشونو بکشن:|) بعد انگار که داریم یه فیلم هیجان انگیز میبینیم (یه خونه بهم ریخته که اتاق منو میشد گذاشت رو سرت)

من:اوه مرده اومد دست به سینه میره سمت اشپز خونه

حسین:الان داره بازنش صلاح مشورت میکنه کی خونه رو تمیزکنن

من:نه الان زنه داره میگه که اول جارو بکش

حسین:اخه با این شیکم

من: چه ربطی به شیکم داره ؟؟ بابای من شیکم داره ولی جارو برقی میکشه

حسین:/

من: حسین نگاه رفت جارو بیاره

حسین : نههههه

همان طو که گفتم رفت جارو اوردJ)))))

در این حال بودیم که خالم اومد گفت بچه ها زشته تو خونه مردم رو دید بزنید در همین حال خودش خم شده بود تا خونه اقا هه رو ببینه

 

من :/

حسن:/

اقاهه:/

خالم:)

 

 


یه لحظه نگام کن دل بده به این دیوونه



۱ ۲
# قضاوت ممنوع لودفا
--------------------------------
نجوای درونم خبر از بی ثباتی میدهد .
بی ثباتی ذهنی شلوغ که دختری دراین شلوغی گم شده
گم شدم در شلوغی ذهنی که حتی گاهی یادش میرود منی هم در این دنیا هست منی که از هر تویی مهم تر است .
سلام خوش اومدید:)
در اینجا تمام نوشته های خودم و ذهنم و انهایی که دوست دارم را میذارم و مینویسم:)
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan