dark light(:

:)

از همه متنفرم

احمق منم !
اعتماد کردم  به تو اره به تو ، تویی که گفتی خواهرمی گفتی کنارمی
اما تنهام گذاشتی عابرومو بردی
قول دادی !
قول دادی که نگی ولی گفتی اونم به همه
من چقدر احمقم که باز به تو اعتماد کردم و سعی کردم یادم بره دوسال پیش با من چیکار کردی
من چقدر ساده ام
چقدر تنهام!
چقدر احساس ضعف میکنم
خدایا خسته شدم
خسته!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
دلم یه دوست میخواد همجنس خودم !
از جنس سادگی

خستم

خستم از اینکه هیچ کس خود واقعی من دوست نداره و همه میخوان من همونی که اونا میخوان باشم پس هیچ کس منو دوست نداره ا‌ونی که از من ساختن رو دوست دارن😭

ببینم قراره تابستون اینقدر خسته کننده باشه؟

برادر از برادرش سیره


توی دنیایی که برادر چشم نداره برادرشو ببینه توی دنیایی که داداش دست رو داداشش بلند کنه و چشم نداشته باشه خوشبختی داداششو ببینه باید بریم بمیریم

دیگه خسته شدم میترسم این دعوا ها باعث بشه مامان جون و باباجی یهو سکته کنن

توی این دنیا تنهایی خیلی بهتره نه داداش نه خواهر تنها#_#

دنیایی سیاه تر از سیاه

دنیایی سیاه تر از سیاه !

 دنیایی که ادم ها توجهی به هم ندارن .

دنیایی که سکوت های مرگ بارت کسی را نمیکشد و شاید تو اصلا برای کسی مهم نباشی .

دنیایی پر از دروغ و کلک !

دنیایی که هرکس قوی تر باشد به جای با معرفتی، قلدری میکند .

دنیایی که اشک ادم را گاه گاه در می اورد و اصلا برایش مهم نیست .

دنیایی پر از دلتنگی های بی مورد و دلتنگی هایی که بغض گلویت را خفه میکند و تو هرگز جرعت گریه نداری!

آه ! که چه راحت دل میشکنند و چه راحت تر نصیحت هایی میکنند که خودشان در خلوتشان انها را قبول ندارند و چقدر سخت است در جایی زندگی کنی که همه چیز به تظاهر باشد، محبت های تظاهری ، نفرت های تظاهری و گاه عشق های تظاهری !

اه روانی شدم از دستشون

عصبانیم
چون نظرم برا هیچ کس مهم نیست
چون هیچ کس براش مهم نیست من الان ناراحتم خوشحالم
هرکی از بیرون منو میبینه میگه خوشبحالش
ولی باطن........
زندگیم از بیرون بقیه رو میکشه از درون خودمو
من اصلا از خونه بیرون نمیرم کم پیش میاد با کسی قرار بذارم(چه دختر چه پسر)
حتی با دوستای صمیم هم بیرون نمیرم
خانوادم هعی میگن برو بیرون وقتی میخوام برم
-کجا -باکی -چرا - خودم میبرمت - اصلا نمیخواد بری
اقا جان 3 روز دیگه 17 سالم میشه کم مونده فقط برا باز کردن در یخچال ازشون اجازه بگیرم
داد میزنن(من رو صدای بلند خیلی حساسم حتی کسی از روی شادی هم باصدای بلند حرف بزنه گریم میگیره)بعد من گریه میکنم بعد میگه چقدر لوسه
خوب با من اروم حرف بزنید
یه ذره به نظراتم احترام بذارید
2 سال دیگه این موقع دانشگاه میرم اونموقع هم میخواید ببریدم بیاریدم یا اینکه برام سرویس بگیرید
خسته شدم احساس میکنم تو زندانم
با پسر عمو هام و دختر عموم و پسر عمم قراره روزه تولدم بریم بیرون من گفتم بریم اتاق بازی یا اتاق فکر بعدش بریم رستوران
حالا بابا اینقدر غرررررررررر زد که نگو
اخرش هم گفت خودم میبرمتون و میارمتون
اخه میشه مگه باباجان 3 تا پسر باهامونن
میگه یکی میاد خفتتون میکنه!!!!!!
اخه مگه شهر هرته!!
به خدا دارم دیوونه میشم
کسی از شماها تا بحال اتاق فکر رفتید؟

چرا ؟ چرا؟چرا فقط من؟ چرا آآآآآآآآآآآآآآ؟+جواب

یکی بهم بگه چرا اینقدر دنیا بی رحمه؟؟
بهم بگید این همه ظلم از کجا میاد مگه انسان ها روح خدا تو وجودشون نیست؟
چرا همه چیز اینطوریه؟
چرا یه نفر نمیتونه خوش باشه؟
چرا همه فقط دلشون میخواد همو اذیت کنن؟
چرا مهربونی ،عشق ،وفا،دوستداشتن و...... گم شده؟
چرا من اینقدر حالم بده ؟
چرا از این دنیا حالم بهم میخوره جوری که دیگه نمیخوام باشم؟
چرا همیشه من باید خوب باشم چرا کسی با من خوب نیست ؟
چرا کسی یادش نمیاد منو ؟
چرا یه ذره هم به من فکر نمیکنن؟
چرا من فقط باید دلم تنگ شه ؟
چراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا؟
چون من خیلی خوش قلبم و دلم نمیخواد ادما بد بشن و اینکه دلم میخواد الان از خودم تعریف کنم و اینکه ببخشید حالتون رو گرفتم حالم عالیه و عالی که نه ولی خوب خوبم :)))))))

گریه نکن:((((

گریه که میکنه ، نابود میشم ...................

الان نابود شدم ، نابود...................


دلم برای روز های قدیم تنگ شده:(

دلم برای روز هایی که تند تند مهمونی میرفتیم

روز هایی که پدر و عمو هایم برای دیدن هم له له میزدند

برای روز هایی که خواهرانه دختر عمو یم را دوست داشتم

و روز هایی که خالصانه و عاشقانه  عاشق شدم تنگ شده..........

دلم تنگ شده برا محبت و صفایی که بینمون بوده دلم همون روزا رو میخواد:(

دلم همون ارامش توی خونه رو میخواد دلم همون بابای سر حال و شاداب و میخواد

مامان میگه زندگیمونو چشم کردن راست میگه

هرجانشستیم تعریف کردیم و همه حسرت خوردن ...

شاید که فکر میکنم میگویم سارا ناشکری نکن ولی...........

دل بی صاحابم خیلی چیز ها میخواد دلم مهمونی هایی رو که همیشه با رقص و اواز بود میخواد

از پول متنفرم هرچه میکشم از حرص و طمع اطرافیان به خاطر چرک کف دست چی شدیم سر اینکه خونه فلانی 2 متر از خونه فلانی بزرگ تره به اینجا رسیدیم اصلا دلم میخواد با یه 206 برم مسافرت دلم میخواد خونمون دوباره همون خونه 80 متری باشه که له له اتاق داشتنو میخوردم دلم میخواد عمو هام مثل قدیم دلشون برام تنگ شه ، بیان دیدنمون سر زده! یهویی!

قدیما حوصلمون سر میرفت پامیشدیم یه ساندویچی چیزی میگرفتیم میرفتیم خونه عمه ای عمویی چیزی الان تا از2 ماه قبل دعوتمون نکنن هیچ جا نمیریم:/

بابا از داداشاش متنفر شده حق هم داره نامردی کردن اگه بابا دستشونو نگرفته بود الان هیچی نداشتن تازه بابا داداش بزرگه نیست!

حقشو که خوردن هیچ زبونشون از همه چیز تلخ تره چنان میسوزونه که بابا تا 3 روز بعد از دیدنشون حالش بده

.......................................................

لوطفا برا ارامش خونوادم دعا کنید^_^


راستی دخترم (وبلاگم) یک ساله شده:))

یک ساله با شما ها اشنا شدم خیلی خوشحالم:دی

گیج گیجم

کاش یه نفر بود بهم میگفت چیکار کنم :|

میترسم یهو قید همه چی رو بزنم ، قید تمام تفکراتمو و به حرف مامانم گوش بدم:/

کاش منو نترسونن اطرافیان کاش اینقدر از زاویه بد برخورد نکنن:/


حقوق پایمال شده:/

ایران بین پنج کشورى قرار گرفته که شاخص برابرى مرد و زن تو اونا بدترین شاخص تو جهانه!

گزارش سالانه اخیر مجمع اقتصاد جهانى درباره برابرى جنسیتى تو 144 کشور جهان اعلام کرده که ایران تو سال جارى از جایگاه 139 به رده 140 افت کرده🇮🇷

فقط چهار تا کشور چاد، سوریه، پاکستان و یمن تو رتبه هاى پس از ایران واقع شدن!🌎

دقت کردین چند وقته وارد فضای مجازی که میشیم از هر 10 تا پست 2 تاش میگه [دختر است دیگر]

نه پسرا احساس میکنن زورو هستن z

خطاب به پسر ها:

شما هایی که حرف از مردونگی میزنید درست نیست وقتی یه دختر توی دوران قاعدگیشه مسخرش کنی یا اگه عصبانی میشه بگی خوب بذار هفته بعد باهات حرف میزنم

این یه توهینه ما خانم ها بیشتر از رفتار شما اقایون نارحت و عصبانی میشیم . بله! ما هفت روز از هر ماه چنان دل درد هایی داریم که توان ایستادن نداریم ، گاهی ان قدر خون از دست دادیم که حتی نمیتونیم حرف بزنیم اعتراض ندارم از نوع خلقت ولی ناراحتم از رفتار زشت اقایون هرگز نمیتونید ما خانم ها رو درک کنید ! مرد ها باید از زن ها تشکر کنن که نسل انسان رو حفظ کردن و هر ماه این دردو تحمل میکنن .

اره یه جاهایی هم مشکل از ما خانم ها بوده که همیشه همه چیو پنهان کردیم و اگر کسی پنهان نمیکرد لقب[بی حیا] رو براش میذاشتن اینکه من وقتی توی این دورانم و توی مهمونی هستم مامان بزرگم میگه پاشو برو الکی چادر بنداز رو کلت نفهمن مشکل داری!! من قاطی میکنم! هم درد بکش هم این حرفا رو تحمل کن هم تو ماه رمضون الکی روزه بگیر( وااای )کسی نفهمه!
خوب بابا جان مگه من خواستم که این طوری بشه توی ساختارخلقت ما خانم هاست دیگه !

خواهش میکنم در ک کنید یا حداقل موجب ازار نشید:/

این فقط یک مورد از مشکلات دختر ها بود:|

نفس بکش هنوز مونده..........

میفهمم میخواد جبران کنه میفهمم بلد نیست بگه ببخشید میدونم داره منت کشی میکنه ولی یه چیزایی رو نمیشه بخشید
سعیمو کردم بخشیدمش مطمئنم اینقدر دوسش دارم که یادم میره ولی اگه تکرار بشه نمیدونم باید چیکار کنم
میدونم خستس میدونم به ما پناه اورده
میدونم گیجه :(
اما نمیدونم باید چیکار کنم:/
خستم خیلی نه نیستم مطمئنن از من خسته تر هم هست پس من نیستم
-----------------------------
دیروز دفتر چه خاطراتمو باز کردم خاطره انه رو که خوندم گریه کردم
دلم براش تنگ نشده
دلم براش هم نمیسوزه
دلم برای رفاقتمون تنگ شده
دلم برا خودم میسوزه که همچین دوستی رو از دست دادم:/
نمیذارم تموم شه نمیذارم دارم براش نمیذارم حرفاش تو دلش بمونه ....16 سال حرفاش رو خورد  یه مرد 16سال سکوت کرد و در اخر ترکید زندگیش ترکید شانس اورد که هنوز زنگیش پابرجاس نمیذارم دیگه کسی از اطرافیانم بترکه ....هنوز تو خودشه من میدونم دوباره داره خودشو برای یه انفجار اماده میکنه که مطمئنم گریبان زندگی ما هم میشه من نمیتونم برای.... کاری کنم
اما انه هر چقدر مقاومت کنه هرچقدر باید حرف بزنه میدونم بروز احساسات براش سخته ولی میشه میشه

# قضاوت ممنوع لودفا
--------------------------------
نجوای درونم خبر از بی ثباتی میدهد .
بی ثباتی ذهنی شلوغ که دختری دراین شلوغی گم شده
گم شدم در شلوغی ذهنی که حتی گاهی یادش میرود منی هم در این دنیا هست منی که از هر تویی مهم تر است .
سلام خوش اومدید:)
در اینجا تمام نوشته های خودم و ذهنم و انهایی که دوست دارم را میذارم و مینویسم:)
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan