dark light(:

:)

هر کی جای خود

سلام یاد گرفتم هیچکسو انداز خوانوادم دوست نداشته باشم
من پسر عمم ایمانو مثل دادشم دوست داشتم جلوش خیلی راحت بودم رازامونو بهم می گفتیم وقتی هم به سن تکلیف رسید من جلوش حجاب نگرفتم گفتم ایمان داداشمه
و واقعا هم بود (البته من اینطور فکر میکردم)
دیروز بادختر داییم رفتیم خونه مامان جونم مهمون داشتیم یکی از دوستای خانوادیگیمون بدن خاله الهام با دوتا پسراش یکی شون4 سالش بودیکیشون 15 سالش
خلاصه بزرگه اسمش بنیامینه 
منو بنیامین بپچگیمون همش باهم بودیم ولی یه ذره که بزرگتر شدیم به مشکل برخوردیم حالا بمانر
ایمان و بنیامین باهم افتاده بودن  بنیامین که اومد من روسرس سرم کردم بعد ایمان گفت چرا جلوی من سرت نمیکنی گفتم منو تو همشیره ایم گفت بیامین هم از بچگی باهاش بودی پس نباید سرت کنی بعدم کی گفته ما هم شیره ایم
اقا خلاصه من از دستش حسابی ناراحت شدم رفتم شالمو سرم کردم
ایمان گفت سارا بیا مچ بندازیم ببینم کی قوی تره
منم بهش گفتم تو نامحرمی من باهات مچ نمیندازم
از این به بعد ایما فقط پسر عممه نه داداشم همین
مرسی اهangry 

ماکان بند




اتاق

هیجامثل خونه ادمِ نمیشه این جمله رو مطمِنن زیاد شنیدید

قبلنا من از خونه فراری بودم خونه هرکی مهمونی میرفتیم شبش گریههههه که من میخوام ینجا بمونم

ولی الان کاملا برعکسه هرجا برم شب باید تو خونه توی اتاق خودم روی تخت خودم باشم

منو اتاقم خیلی باهم رفیقیم وقتی من بیحوصله ام اتاقمم تغغیر حالت میده میشه شبیه جنگل ولی وقتی خوشحالم میشه اتاق

به نظرم هرکیو میخوای بشناسی بروو اتاقشو ببین

خدایا شکرت

سلام سلام به همه دوستان

ازمونو که یادتونه گفتم برام دعا کنید

قبووووووول شدم

هوووووراااااا

مرسی دعام کردید:)))))))

hiss




مثل خودت

بچه که بودم وقتی با ماما نم دعوام میشد میگفت دوست داری مثل خودت باهات رفتار بشه منم گریه که نه مامان غلط کردم

ولی الان ارزومه بکی مثل خودم باهام رفتار کنه  اگه من در برخورد با داداشم مثل خودش باشم صد درصد دعوامون میشه

اگه با بابام مثل خودش رفتار کنم  شاید باهام قهر کنه

مامانم خوب مامانم اخلاقش خیلی خوبه وچون اختلاف سنیمون19 ساله خیلی باهم راحتیم ولی اگه با مامانمم مثل خودش باشم کتک رو خوردم:))))  مامان یه اخلاق داره که میگه من منم توحق نداری این کارو کنی

نمی دونم چرا اینقدر حواس پرت شدم

همین الان بابام بهم گفت "سوپر خنگ"   خوب از خاله سوسکه به دکتر از دکتر به پرفسور از پرفسور به سوپر خنگ   واقعا پیشرفت چشم گیری داشتم


گریم میاد

از بی معرفتب ادما   گریم میاد

از سردی ادماییی که خیلی باهاشون گرمی   گریم میار

از تعصب بیجای ادما   گریم میاد

از خوب بودن زیادی عزیزانم وقتی طرف قدر نمیدونه    گریم میاد

از این دنیا بدم میاد

خدایا این دنیات خیلی کثیفه حالم داره بد میشه حالا بازم  گریم میاد

sina shabankhni



دریافت

قوز بالاقوز

چشمتون روز بد نبینه دیشب30 تا مهمون داشتیم  اینقدر من دیشب کار کردمو خسته شدم موقع خواب مثل جنازه ها پس افتادم 

صبح از خواب پاشدم داشتم برنامه ریزی میگردم که :(تا ساعت 2 کا می کنیم  بعد ناهار میخوریم بعد جارویرقیو طی میکشیم بعد میریم تندیس مانتو می خریم بعد میری خونه عموعلی شب)

از صبح تا ساعت 12 داشتیم کار میکردی من اویwcبودم دیدم یهو بابام دوید سمت ویوز برق دراور یهو فکر کردم ماشین ظرفشویی سوخت دوییدیم سمت اشپز خونه  وااای وااای سینک ظرفشویی کنده شده بو هرچی اب توش بود ریخت روفرش اشپز خونه   گند زد کم کتر بود اینم روش که باید فرش بشوریم حالا کجا خونه ها مثل خونه های قدیم نیست بری تو حیاط بشوری

منو داداشم با هزار بدبختی رفتیم پایین تو پارکنگ2 بعد شروع کردیم به فرش شستن

کمرمون شیکست


پ.ن: مهمون از شهرستان داشتیم

پ.ن2: به سوای خستگی کلی اب بازی کردیم

دیمن استفن منکه مردم :*


Macan Band





با گل های همین سردار به جام جهانی رفتین
باگل سردار کره جنوبیو بردین
باگل سردار ازبکستانو بردین
با دو گل سردار تو تهران به سوریه نباختین
حالا بهش فحش میدین!!! حاشا به غیرتتون
#تنوع طلب:)
# قضاوت ممنوع لودفا
--------------------------------
نجوای درونم خبر از بی ثباتی میدهد .
بی ثباتی ذهنی شلوغ که دختری دراین شلوغی گم شده
گم شدم در شلوغی ذهنی که حتی گاهی یادش میرود منی هم در این دنیا هست منی که از هر تویی مهم تر است .
سلام خوش اومدید:)
در اینجا تمام نوشته های خودم و ذهنم و انهایی که دوست دارم را میذارم و مینویسم:)
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan