dark light(:

:)

روزگار بدون تو هرگز..3

اینکه بین خواستن و نخواستن گیر کنی و مغز و قلبت همراهت نباشن خیلی بده از یه طرف وقتی نگاش میکردم میمردم از یه طرف وقتی به رفتارای این دو سال فکر میکردم کفری می- شدم . شاید هنوز اون بهم اطمینان خاطر نداده بود و اینکه ازش مطمئن نبودم شاید اگه خیالمو راحت میکرد بیخال رفتن میشدم

در حالی که داشتم موهامو شون میزدم تا حاضر شم یرم دانشگاه در زد و وارد اتاق شد

اماده شده بود انگار قرار بود جایی بره حسابی خوشگل کرده بود

نگاش کردم ابرومو بالا دادم و یه نگاه موشکافانه که دلم براش قنج رفت اومد جلو خیلی نزدیک شد تقریبا دیگه فاصله ای نبود اب دهنمو قورت دادم و زیر گوشم گفت:(وقتشه بفهمن که شوهر داری ودیگه کسی جرئت نکنه بهت نزدیک بشه)

ازش فاصله گرفتم حوصله دعوا نداشتم تو دلم گفتم بعد 2 ساااال ! حالا چرا!

لبخند زدم ، دوست نداشتم ناراحتش کنم پس سکوت کردم سوار ماشین شدیم کل راه سکوت بود و سکوت رفتم که ظبط رو روشن کنم که مانع شد !

گفتم:(چرا؟)

گفت:(میخوام صدای نفساتو بشنوم)

از تعجب دو تا شاخ گوزن در اوردم

-چی!!!!!!!!!!!!!!!

-تازه دارم میفهمم خدا چه فرشته ای بهم داده:)

-دیر فهمیدی! چون داره ازت میگیره

چنان رو ترمز زد که پرت شدن تو شیشه

-چتههههه!ترسیدم!

-بهار دیگه نگو ! دیگه نگو !خواهش میکنم ، به خدا جبران میکنم ، قسم میخورم

هیچی نگفتم دلم میخواستش ولی دیگه دختر 14 ساله عاشق که نبودم 23 سالم بود دلم برای ارزو هام میسوخت که ولشون کرده بودم

-چرا ساکتی ؟

-فکر میکردم!

- به چی!

- به تو!

-واقعا!

-اره

- به نتیجه رسیدی؟

-نه!

-خوبه:(

به در وورودی دانشگاه رسیدیم پیاده شد و همون لحظه دراغوشم کشد و من موندم و یه دنیا عشق....

-...

.

 

.

.

.

.

.

.

.

 

۱۰ روز

۱۰ روز مریض بودم ۱۰ روز تقریبا هر روز بیمارستان بودم

۴ کیلو کم کردم چشمام گوود رفته و قرص اعصاب میخورم 

من یه دختر ۱۷ ساله وضعم اینه......

تا به حال آرزو کردی؟

-هیچ‌وقت آرزو کردی که کاش مردم رو راست‌تر بودن؟

‏+یعنی چطوری؟

‏-من احساس می‌کنم همه، خود جعلی‌شون‌رو نشون میدن. همه‌ی ما تو عمقِ وجودمون خراب و داغونیم. فقط،

‏بعضیامون می‌تونیم اینو بهتر از بقیه پنهون کنیم.

 ⁩

#‏⁧ما_تمامش_می‌_کنیم ⁩

 ‏#کالین_هوور

روانی شدم رفت

یهو میخندم به طرز وحشتناکی

یهو گریه میکنم طولانی 

بعد یهو حالم خوب میشه

فوووری+++

 ای خدایا منو ببخش که اینقدر زوود قضاوت میکنم

آقای خدیور عزیز ببخشید که قضاوتت کردم قهرمان 😭😭😭😭

پیجشون هک شده بود و ........

دیگه خودتون برید چی شده دیگه

+++

بعضی حرفاش یه جوریه انگار که هک نشده و خودش بوده نمیدونم 🤦🏻‍♀️

آخرین حرف تابستون

عاقا خوشحالید مدرسه ها شروع میشه یانه؟!

محتاج...

محتاج محبت نننننییییسسسستممممم

لطفا فکر نکن خیلی باحالی !!!!

زوود هم خودمونی نشو و

اسطوره ساختن

گاهی وقتا از بعضی آدما تو ذهنت اسطوره می سازی و فکر میکنی خیلی آدم خوبیه

اما...

اما....

تو یک لحظه چنان خودشو خراب میکنه جلوت که تو فقط به کم عقلی خودت فکر میکنی که چرا؟چرا اینجوری شد؟

چرا آدما اینقدر (مخصوصا پسرا)بی جنبه ان

:/

چرا شهریور اینقدر زوود میگذره؟؟

۱۶ شهریور گفتگو با هاتف

سلام به مناسبت روز وبلاگ نویسی چند روز قبل با هاتف عزیز مصاحبه کردم و خیلی خوش گذشت و جذاب بود

اینم لینکش خوشحال میشم گوش بدید

گفتگو با هاتف 


اره متنفرم......

 راستش با همه این کار ها ،دعوا ها ،اخم هاو... ولی بازم دلم براش تنگ شده 

برا سلام کردنش

برا بوسیدنش 

برا حامی بودنش 

راستش باورم نمیشه این عمو همون عموعه

نه امکان نداره ....

ینی من دیگه عمو علی ندارم :(

ینی دیگه وقتی سلام میکنم کسی نمیشه علیکسلام 

ینی دلش میخواد ما بدبخت شیم

ینی ندید روزاییو که بابام شب و روز کار کرد‌و اون فکر این بود اسبی که از هلند میاره نر باشه یا ماده!

یادش نمیاد چه شبهایی که ما تو خونه تنها بودیم و استرس اینکه بابام چیزی نشه بعد شما سفرای خارجه

مگه چیه از بابام بیشتره سهمت!

سنت!

اره تو پروو تر بودی!

نمیبخشمت !

نه تو رو ، نه پسر عوضی تو ....

میسپرمت به خدا!

فقط......

۱ ۲ ۳ . . . ۲۴ ۲۵ ۲۶

# قضاوت ممنوع لودفا
--------------------------------
نجوای درونم خبر از بی ثباتی میدهد .
بی ثباتی ذهنی شلوغ که دختری دراین شلوغی گم شده
گم شدم در شلوغی ذهنی که حتی گاهی یادش میرود منی هم در این دنیا هست منی که از هر تویی مهم تر است .
سلام خوش اومدید:)
در اینجا تمام نوشته های خودم و ذهنم و انهایی که دوست دارم را میذارم و مینویسم:)
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan