dark light(:

:)

هرچی که دلم خوهست نه ان شد هرچی که خدا خواست همان شد

دیشب بابام ساعت12رفت سرکارو قرار بود صبح بیاد منو داداشمم با هم قرار گذاشتیم صبح ساعت4بیدار بشیم فوتبال ببینیم خوب وقتی بابا شب نیره سر کار مامانم تا بابا نرسه نمی خوابه من چون خسته بودم خوابیدم ساعت2از زور سردرد و لرز از سرما(البته من سردم بود) بیدهر شدم ولی جون از رو تخت بلند شدنو نداشتموم مامانمو صدا کردم برام اب اوردو قرص استانینفن بهم داد چون تب داشتم(بدنم به قرص واکنش نشون میده) ساعت4هز خوب بیدار شدم ولی من یادم نمیاد دور خونه میدوییدمو داد میزدم (ولم کنید ولم کنید) مامان بیچارم اینقدر ترسیده بود یهو سرم داد زد(بشییییین)منم که انگار تازه فهمیدم دورو برم چه خبره ترسیدمو مامانمو بغل کردم ولی امروز تکرار فوتبالو دیدم

پ.ن نکنه جن منو تسخیر کرده:-/

الکلاسیکو

خوب الان می خوام بخوابم ساعت هشته ولی خوابم نمیاد

ول اگه الان بخوابم صبح ساعت 4 میتونم الکلاسیکو ( بارسا-رال مادرید )رو ببینم

دعا کنید خوابم ببره

کیا بارسایین ؟؟

وقتی بل عکاس می شود

قسمت نیست

سلام  یه چند وقته هر موقع میریم تجریش برای خرید میگیم بعدش میریم امام زاده صالح ولی هر بار یه چیزی میشه

دیروز از صبح پاشدیم رفتیم تجریش پاساژ تندیس کلی چرخیدیم اینا ( اقا چقدر مانتو ها زشت شده همه جل ادم بدش میاد بخره بعد همین مانتو جل320هزار تومن:|) یه مانتو خریدم بعدش رفتیم ارگ اسپیکر خریدم یو هوو هووو بعد دیگه رفتیم ناهار خوردیم ساعت4 بعد ظهر ضعف کرده بودیم

بعد خواستیم بریم امامزاده که من پادردو دل دردو اینا گرفتم دیگه رفتیم خونه

ایشالا دفعه بعد قسمت شه اخرین بار پیارسال رفتم:(

ملانی

دریافت اهنگ جدید ملانی
حجم: 8.79 مگابایت

تغییرات غلط

خواستند

از عشق

آغوش و بوسه را

حذف کنند

عشق

از آغوش و بوسه

حذف شد...



زندگی بخند

سلام زندگی خوبی نه نرو خواهش می کنم بزار حرفمو بزنم چرا اینقدر بد شدی چرا در دوران خوشی زود میری ولی تو غما نمیگذری زندگی صبر کن اینقدر عجول نباش بیا با هم دوست باشیم بیا مثل دو تا ادم منطقی در راستا هم قدم برداریم زندگی خیلی زود داری مامان بابامو پیر میکنی نکنه  واسه مامان بزرگ بابا بزرگام نقشه کشیدی ؟صبر کن دارم حرف میزنم.

زندگی ترو به خدا میسپارم تا زود از من و اطرافیانم نگذری زوود دلسرد نشی:|

چرا اینقدر تلخ شدی کمی شیرین باش کمی لبخند :))

اها ببین چقدر بهت میاد افرین همیشه لبخند بزن^_^

 

پارک بانوان

خوب سلام

امروز با مهرنازو الهه پرنیانوشکیبا وبهار وزینب  رفتیم پارک بانوان خوب خیلی خوش  وارد پارک که شدیم پرنیان باگیتار برامون اهنگ زدو اهنگ خوندیم

بعد رفتیم از این تخته پرشا هست امشو نمی دونم از اونا سوار شدبمو کلی خندیدیم پیاده که شدیم یه خانومه برامون اهنگ گذاشتو کلی رقصیدیم خیلی خوب بود:)))))))

اخرش هم دوستام سوپرایزم کردن و برام تولد گرفتنو کادو دادن

واقعا از بودن با همچین دوستایی خوشحالم

حیفکه هممون بخشو پلا شدیم هرکدوم میریم یه مدرسه شاید شاید منو بهار باهم باشیم^_^

خدا را بنگر

یه حرفایی رو نمیشه گفت و نمیشه نوشت وبه سختی میشه شنید ،باید گوشامونو کنار قلب ادما تیز کنیم و معرفتشونو بشنویمو حس کنیم .

بعضیا هر بار تپششون یه معنا داره ..... هربار نگاهشون یه حس.

شنیده ی قلب بعضیا میشه فروغ را همون توی جاده زندگی،جاده پرجست وخیززندگی که همراستای ابی اسمان است که مارا در وجودش پرواز میدهد تا به فرزانگی برسیم بعضی وقتا کنار بعضی ادما بودن روحی را در وجودمان می دهد که رنگ رنگ زندگی را در رنگین کمان هفت رنگش معنی میکند.

زندگی پر از پستی و بلندی ،سختی و اسانی .فرازونشیباست.

زندگی من زندگی من باشادی اش با سختی و خوشی اش با تلخی سپری شده .

کاش در سختی ها پستی ها و نشیب هامان سایه ی خدای بالای سرمان بنگریم

عجرتان با خدا

روز دختر مبارک

سلام  روز دختر به همه ی دخترا و ابجیای گلم مبارک ایشالا به کوری چشم حسودا همیشه موفق باشید مامانای اینده ^_^

و پسرا ایشالا یه روزی هم برا شما میزارن پدرای اینده

...........

یه چند روزی نبودم باغ بودم حسابی دلم براتون تنگ شده بود

 

 

هر کی جای خود

سلام یاد گرفتم هیچکسو انداز خوانوادم دوست نداشته باشم
من پسر عمم ایمانو مثل دادشم دوست داشتم جلوش خیلی راحت بودم رازامونو بهم می گفتیم وقتی هم به سن تکلیف رسید من جلوش حجاب نگرفتم گفتم ایمان داداشمه
و واقعا هم بود (البته من اینطور فکر میکردم)
دیروز بادختر داییم رفتیم خونه مامان جونم مهمون داشتیم یکی از دوستای خانوادیگیمون بدن خاله الهام با دوتا پسراش یکی شون4 سالش بودیکیشون 15 سالش
خلاصه بزرگه اسمش بنیامینه 
منو بنیامین بپچگیمون همش باهم بودیم ولی یه ذره که بزرگتر شدیم به مشکل برخوردیم حالا بمانر
ایمان و بنیامین باهم افتاده بودن  بنیامین که اومد من روسرس سرم کردم بعد ایمان گفت چرا جلوی من سرت نمیکنی گفتم منو تو همشیره ایم گفت بیامین هم از بچگی باهاش بودی پس نباید سرت کنی بعدم کی گفته ما هم شیره ایم
اقا خلاصه من از دستش حسابی ناراحت شدم رفتم شالمو سرم کردم
ایمان گفت سارا بیا مچ بندازیم ببینم کی قوی تره
منم بهش گفتم تو نامحرمی من باهات مچ نمیندازم
از این به بعد ایما فقط پسر عممه نه داداشم همین
مرسی اهangry 
# قضاوت ممنوع لودفا
--------------------------------
نجوای درونم خبر از بی ثباتی میدهد .
بی ثباتی ذهنی شلوغ که دختری دراین شلوغی گم شده
گم شدم در شلوغی ذهنی که حتی گاهی یادش میرود منی هم در این دنیا هست منی که از هر تویی مهم تر است .
سلام خوش اومدید:)
در اینجا تمام نوشته های خودم و ذهنم و انهایی که دوست دارم را میذارم و مینویسم:)
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan