dark light(:

:)

سکوت فریاد ها(داستانک)

سکوتی مرگ بار بر فضاحاکم بود،میدانستم پشت این سکوت فریاد هایی پر هیاهواست میدنستم پشت ان قیافه های مظلوم صورت های وحشتناکی است .

هیچ کس هیچ چیز نگفت ساعت ها به همان صورت نشسته بودیم هیچ نشد به خانه باز گشتیم سکوت پدرو مادرم شکسته شد بلند بلند فریاد میزدند مادر گریه میکردتا خود را خالی کند اما من گویا لال شده بودم من فریاد میزدم اما صدایم در نمیامد نمی دانی چقدر حس بدی داشت گریه میکردم اشک میریختم ولی صدایم در نمی امد . نمیدانم دلیل این سکوت چه بود شاید هم حرف میزدم بلند بلند هم حرف میزدم ولی کسی صدای مرا نمیشنید .

لحظات سخت تر میشد استرس به سراغم امده بود نکند واقعا لال شده بودم ،پیشانی ام عرق کرده بود ازبس تقلا کرده بودم که صدایم در بیاید ولی این اتفاق حسن هایی هم داشت در جواب فریاد های دیگران سکوت کرده بودم در جواب بیشعوری های دیگران  خاموش ماندم  صبر من بالا رفته بود، انگار از ان دختر عجول و کم تحمل و یک جورایی جیغ جیغو فقط سکوت و صبر مانده بود از خودم میپرسیدم چرا پدر و مادر به سراغم نمیایند تا حال مرا بپرسند چرا مرا به دکتر نمیبرند چرا لباس مشکی برتن دارند یعنی من را فراموش کردند یعنی چون دیگر نمیتوانم حرف بزنم مرا از یاد برده اند حالم گرفته شد نکند کسی را جایگزین من کرده بودند به دنبالشان رفتم به قبرستان رسیدم سخت بود  چشمانم تار میدید که ناگهان سکوتم شکسته شد ....

.

.

.

.

.

.

.

.

.


من.... مرده بودم

دلیل سکوت هایم مرگ بود......

دلیل پرهیاهوی عزیزام مرگ من بود .....

کاش بودم و ارامشان میکردم...

کاش دوباره ان دختر شلوغ و جیغ جیغو را ببینم تا یادم بیاید که بودم:(


داستانک(سخن سرا)

چی شده؟؟؟؟؟
چه غلطی کردی؟؟
چی میگی دیوونه داستانک نوشتم:/
😊😆 داستانک خوبی بود. 
ممنون:)
خوب بود:)
ممنون:)))
قلم خیلی خوبی دارید!!!

ولی بی دلیل  اینو ننوشتید!!!

غم ازتون دور!!
ممنون
نه همین طوری نوشتم^_^
ممنون
داستانت درد داره ، من سکوت گرفتم
اره یه ذره بد شد 
نه شما سکوت نگیرید^_^
دیوانه😐😐
ولی داستان اای غمگین از غم های گذشته میاد و بهمون کمک میکنه بنویسمشون
من دیوانه ام:/
نه باور کنید غمی نبود یهو اومد نیخواستم این شکلی بشه ولی شد:0
مطمئن؟
غمی در من نیست جدی میگم
بیشترش دلتنگیه و پشیمونی همین:/
خو همین غمه دیگه😐
شاید:/
نمیدونم:(
اخه ....
ولش کن :)
شما چه طوری؟ غم که نداری؟
هست
من خوبم ..غم رو همه دارن ولی جنگ کردن باهاش رو تعداد کمی
اوووف چه جمله ای:))))
[می ایستد و دست میزند]
😌😌😌ممنان
:))
آقا علائم نگارشی رو رعایت کنید لطفا یکم هم روند رو آروم تر پیش ببرین. 
در کل خیلی خوب بود :))
واای تورو خدا ولکین این کار خیلی کار سختیه راستش چون داستانک بود میخواستم زوود تموم شه^_^
ممنون:)
دوست دارم وقتی مردم واکنش دور و بریامو ببینم
من از واکنششون میترسم:/
آخه یکم خوندنش سخت بود )))):
اولش یخته، قول میدوم بهدش عادت کنی ؛)
باشه تلاشمو میکنم:\
چی بگم ... فکر کنم سکوت مرا هم فرا گرفته
واای خدا نکنه:/
این فقط یه چرت و پرت نویس بود که شد داستانک:)
سلام.
ممنون که شرکت کردید. 
و اما چون متعهد شده بودیم که هرکسی نظرش رو کامل دربارۀ نوشته‌های دیگران بنویسه ادامه نظرم رو می‌نویسم. اول اینکه موضوع متفاوتی رو انتخاب کرده بودین و این خودش یک حسنه. و بعد اینکه سعی کرده بودید از تخیل خودتون کمک بگیرید. باز این هم حسن دیگر کار بود. متن اما حس می‌کردم یک چیزی کم داره. شاید جا داشت اون فضای سیاه رو بهتر تصویر می‌کردین. جزئیات بیشتری بهش اضافه می‌کردین. به هرحال کسی که بیرون از صحنه ایستاده و فضای اطرافش رو می‌بینه و بعد نمی‌تونه واکنشی نشون بده که ساکت نمی‌شینه بدون هیچ تقلایی که. "من اما لال شده بودم" کافی نیست برای بیان این حالت. یه کم شور و حرارت و سیاهی بیشتری نیاز داشت شاید. 
ممنون که نوشتین و امیدوارم بازهم دنبال کننده باشین. :)
سلام:)
اره خوب سعی کردم کوتاه باشه کمی توضیح ها کم شد حتما سعی میکنم در نوشته های بعد اصلاح کنم
:)
میتونم ازتون درخواست کنم توی سایت من داستانک هاتون رو انتشار بدید؟
سلام
اره اگه به نظرتون قشنگه:)
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

# قضاوت ممنوع لودفا
--------------------------------
نجوای درونم خبر از بی ثباتی میدهد .
بی ثباتی ذهنی شلوغ که دختری دراین شلوغی گم شده
گم شدم در شلوغی ذهنی که حتی گاهی یادش میرود منی هم در این دنیا هست منی که از هر تویی مهم تر است .
سلام خوش اومدید:)
در اینجا تمام نوشته های خودم و ذهنم و انهایی که دوست دارم را میذارم و مینویسم:)
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan