dark light(:

:)

اره متنفرم......

 راستش با همه این کار ها ،دعوا ها ،اخم هاو... ولی بازم دلم براش تنگ شده 

برا سلام کردنش

برا بوسیدنش 

برا حامی بودنش 

راستش باورم نمیشه این عمو همون عموعه

نه امکان نداره ....

ینی من دیگه عمو علی ندارم :(

ینی دیگه وقتی سلام میکنم کسی نمیشه علیکسلام 

ینی دلش میخواد ما بدبخت شیم

ینی ندید روزاییو که بابام شب و روز کار کرد‌و اون فکر این بود اسبی که از هلند میاره نر باشه یا ماده!

یادش نمیاد چه شبهایی که ما تو خونه تنها بودیم و استرس اینکه بابام چیزی نشه بعد شما سفرای خارجه

مگه چیه از بابام بیشتره سهمت!

سنت!

اره تو پروو تر بودی!

نمیبخشمت !

نه تو رو ، نه پسر عوضی تو ....

میسپرمت به خدا!

فقط......

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
# قضاوت ممنوع لودفا
--------------------------------
نجوای درونم خبر از بی ثباتی میدهد .
بی ثباتی ذهنی شلوغ که دختری دراین شلوغی گم شده
گم شدم در شلوغی ذهنی که حتی گاهی یادش میرود منی هم در این دنیا هست منی که از هر تویی مهم تر است .
سلام خوش اومدید:)
در اینجا تمام نوشته های خودم و ذهنم و انهایی که دوست دارم را میذارم و مینویسم:)
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan