dark light(:

:)

خدایا در دل ما هم نظر کن

دختر نمیخواست ازدواج کند هی بهانه میاورد اما خدای بالا سرش میدانست که دلش جایی گیر است(روزی دختر میرود تا از چشمه اب بیاورد لب چشمه جوانی بلند قد و زیبا رو را میبیند دل دختر میلرزد دختر همان جا روز سنگی مینشیند و جوان را نگاه میکند اما جوان متوجه دختر نبود و رفت دختر به خانه برگشت اما این دختر دیگر همان دختر ساده نبود حال عاشق شده بود) از اون روز دختر هر روز به چشمه میرفت تا شاید یک بار دیکر جوان را ببیند ولی دیگر اورا ندید .

 خانواده دختر تنگ دست بودند و نمیتوانستند دختر رادر خانه نگه دارند با اینکه دل پدر دختر راضی نبود اما چاره ای نداشت. پسر با جعبه شیرینی و دسته گل به خواستگاری امد ، همه منتظر دختر بودند تا چای بیاورد دختر مجبور بود چای را در فنجان ریخت و از اشپز خانه خارج شد سرش پایین بود و به پسر گاه نکرد چای را تعارف کرد دختر سرش را بالا اورد و نگاهش با نگاه پسر برخورد کرد دختر قلبش ریخت مگر میشد همان جوان لب  چشمه بود دختر نزدیک بود غش کند اما تعادل خود را حفظ کرد و جوان لبخندی به او زد :)

+برگرفته از زندگی پدر بزرگ و مادر بزرگم:دی



این متن زیر رو من قبلا خونده بودم فکر کنم ربط داشته باشه:
+غمگینم دارم گریه می کنم:(
- چی شده مگه؟
+بعد اون همه با هم بودن...
- جرا حرفت رو نصفه میزنی؟؟؟
+انقد نیومدی،آخرش واسم خواستگار اومد😭
- حالا چرا ناراحتی؟
+بابام از این پسره خوشش اومده
-اشکات رو پاک کن بعد پاشو از اتاقت بیا بیرون دوست ندارم مامانم عروسش رو گریون ببینه
......
اخی الهی  چقدر قشنگ:)
پنجشنبه ۶ ارديبهشت ۹۷ , ۱۶:۱۵ علیرضا امیدیان نسب
قشنگ بود متن:)
ممنون:)
بسیار زیبا
نگاهتون زیبا بود:)
خدا حفظشون کنه :)
ایشالا:)
عشق هم عشقای قدیم =)))
واقعا:)
و تنها نگاه خداوند است که بداد می رسد
دقیقا:)
خدا کنه به داد همه برسه
خدا نگهشون داره براتون
ممنون
انشاا..
چه زیبا بود :)
ممنون:)
چقدر قشنگ بود....
ممنون:)
خدا حفظشون کنه :)
چه عاشقانه ی زیبایی :)
انشاالله
اره:)
وبلاگتون عالیه
ممنون حامد عزیز :)
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
# قضاوت ممنوع لودفا
--------------------------------
نجوای درونم خبر از بی ثباتی میدهد .
بی ثباتی ذهنی شلوغ که دختری دراین شلوغی گم شده
گم شدم در شلوغی ذهنی که حتی گاهی یادش میرود منی هم در این دنیا هست منی که از هر تویی مهم تر است .
سلام خوش اومدید:)
در اینجا تمام نوشته های خودم و ذهنم و انهایی که دوست دارم را میذارم و مینویسم:)
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan