dark light(:

:)

خاطرات سفر+درد دل درباره دوستای واقعیم

لحظه تحویل سال احساس عجیبی داشتم پارسال این موقع روربه روی ضریح امام علی بودم و امسال در کنار امام رضا

به امام رضا قول دادم امسال بترکونم میخوام عوض بشم نه عوضی!

سال تحویل شد بلند شدیم همه باهم روبوسی کردیم و عیدی دادن خدایی هم سنگ تموم گذاشتن همه تراول دادن:دی

یه روز با عمو اصغرو مامان و بابا و عمه جانم رفتیم شیرینی فروشی (توسی)زل زده بودم به یه جا داشتم فکر میکردم بعد از مشهد کجا بریم(شمال یاجنوب)

یهو عمو اصغر گفت :(به کجا نگاه میکنی!!؟؟)

من یهو به خودم اومد دیدم بعله زل زدم به دوتا پسر ..( به دخترا داف میگن وبه پسرا چی میگن؟)

هیچی دیگه ابروم رفت

میخوام یه چیزی بگم دلکم گریه میخواد

دوستایی که حاضر بودم قسم بخورم تا اخرین لحظه عمر باهاشون میمونم الان حتی از هم خبر نداریم

اونا خبر ندارن دو هفته تمام مریض بودم و داشتم میمردم خبر ندارن مادر بزرگم بیمارستانه خبر نداشتن دلم خیلی بی قراره خبر نداشتم از گریه هام تنهایی هام از هیچی خبر نداشتن

خبر نداشتن بابای الهه سکته کرده بود

من خبر نداشتم انه چرا رفته (راستش من خیییییییییییییلیییییییییی بی معرفتم )منتظر بودم اون به من زنگ بزنه چون دفعه قبل من بهش زنگ زده بودم یادم نبود دوستی این حرفا رو  نداره  بهار میگفت حالش بده من بازم زنگ نزدم

تف تف تو ذات کثیفم تتتتتتتففففففففففففففف

فکر نکنم انه وبمو بخونه

ولی ازش معذرت میخوام

انه ای عزیزکم ببخشید اره دام گریه میکنمو مینویسم

خاک برسر تو با این دوست اتخاب کردنت[اشاره به خودم]

روم نمیشه بهت زنگ بزنم



پسرا به دخترا میگن ما که نمیدونیم به خودمون چی میگن ولی طبق شنیده هامون میگن جیگر :)
جیگر!!!!!!!!!!!!
جیگر تو کلاه قرمزی منظورتونه:)))))))))))
تو چه خوبی والله

به پسرها چی میگن چی میگن

خوب سفر میریا
خوبی از خودتونه:)
مگه شما نمیری؟
خخخخ نه جیگر خوردنی خخخخخ
الهی
شما پسرا چه اعتماد به نفسی دارید:)))
نه نمیدونیم سفر چیه اصلا

پولداریا

وااا الکی میگی
کی ؟ من؟ پولدار؟
نه بابا
از نفس گذشته اعتماد به سقف کاذبه
چه خوب که خودتون میدونید:)))))))))
دوشنبه ۶ فروردين ۹۷ , ۲۰:۴۴ علیرضا امیدیان نسب
عه به خودتون چیزی نگین همیشه از این اتفاق ها میفته:)
والا من شده تا حالا دختری بهم.نگاه کنه اما نه مثل شما.که زل بزن به یه گوشه بعد بفهمه عه پسره واقعا نگاه مبکردن هرچی هم جامو عوض میکردم چشاشون سمت من بود
اما خب تو دختر و پسر از این چیزا زیاده ربطب به جنسیت هم نداره
راستی تو کلماتتون همه رو باهم جمع نبندین شاید یه پسر یه چیزی بگه شمابگی شما پسرا اینجورین اما همه چی برمیگرده به ذات خوده ادم که چجوری باشه:)
اره میفته ولی من باید دقت کنم:دی
عجب دختر پروویی
ببخشید دیگه جمع نمیبندم:):(
خوووش بگذره
ممنون عزیزم:)
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

# قضاوت ممنوع لودفا
--------------------------------
نجوای درونم خبر از بی ثباتی میدهد .
بی ثباتی ذهنی شلوغ که دختری دراین شلوغی گم شده
گم شدم در شلوغی ذهنی که حتی گاهی یادش میرود منی هم در این دنیا هست منی که از هر تویی مهم تر است .
سلام خوش اومدید:)
در اینجا تمام نوشته های خودم و ذهنم و انهایی که دوست دارم را میذارم و مینویسم:)
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan