dark night

نوشته ها و خاطرات خانم بل

دلم تنگه براتون مامان بابا ی قشنگم

دلم برایش تنگ شده 

پریشب مامان بابام رفتن ترکیه منووامیر شب تنها خوابیدیم صبح پاشدم امیر و راهی کردم مدرسه و اشغالا رو سرکوچه گذاشتمو خودمم حاضر شدم رفتم مدرسه دلم شور میزد مامانم قرار بود صبح زنگ بزنه ولی نزد رفتم مدرسه و واای واای دوستای پارسالم اومدن ایقدردخوشحال احساس کردم قلبم از تو سینم زد بیرون

وقتی بچه ها رفتن وماهم امتحان دادیم 

راننده سرویسمون خیلی دیر میومد منم با دوستام با اتوبوس برگشتیم

رسیدن خونه خدایا چرا مامانم زنگ نمیزنه اینقدرددلم شور میزد به همه زنگ زدم حتی به مهدی(عشق سابقم) گفتم بهش بره به عموم زنگ بزنه (مهدی برادر زن عمومه) وای خلاصه بابا بزرگم اومد دنبالم و پسر خاله هام اونجا بودن حسین میگفت بزن شبکه خبر ببین هوا پیماشون سقوط نکرده خلاصه حسین یه کتک حسابی خورد نوش جونش

ساعت5تازه مامانم با ابمو زنگ زد اینقدر گریه کردم که خدا میدونه 

تازه فهمیدم بیشتر از اون که فکرشو خودم میکردم دوسشون دادم


اخی عزیرم😯😯😐
😢😢😢😢
آخی....خدا حفظشون کنه.
مرسی ایشالا
سه شنبه ۱۹ دی ۹۶ , ۱۴:۵۲ آقای سر به هوا(o_0)
انتظار واقعا چیز مسخره ایه ، شاد باشید:)
وای خیلی سخته داشتم میمردم از استرس
ممنون همچنین شماD:
اصلا نعمتین این دو تا وقتی پدر و مادرم رفته بودن کربلا آنقدر گریه کردم
وای خیلیییی سخته
دو فهته پیش همین حس رو تجربه کردم. خیلی بده :(
الهی بمیرم خیلی سخته
انشالله به سلامت بر میگردن...
ایشالا..
سپاس از حضورتون
امیدوارم زود زود برگردن کنارت بل جونم❤
ایشالا ارامم..😉😉
پنجشنبه ۲۱ دی ۹۶ , ۲۲:۳۲ علیرضا امیدیان نسب
الهی واقعا پدر و مادر یه چیز دیگن
اره واقعا خیلی عزیزن
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
#تنوع طلب:)

S.B.M.E.SH.P.H.
-------------------------------------
نجوای درونم خبر از بی ثباتی میدهد .
بی ثباتی ذهنی شلوغ که دختری دراین شلوغی گم شده
گم شدم در شلوغی ذهنی که حتی گاهی یادش میرود منی هم در این دنیا هست منی که از هر تویی مهم تر است .
سلام خوش اومدید:)
در اینجا تمام نوشته های خودم و ذهنم و انهایی که دوست دارم را میذارم:)
___________________________
اولین تلفن بیسیم توسط (خدا) اختراع شد،
وخداوند نام دعا را برایش انتخاب کرد.
هیچ وقت سیگنالش نمیره ولازم نیست دوباره شارژش کنی
"هرجا هستید ازش استفاده کنید"
----------
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan